فعالان سیاسی در شرایط کنونی دو راه بیشتر ندارد، یا بایدخود را درون نظام بدانند یا بیرون نظام،
فعالان سیاسی در شرایط کنونی دو راه بیشتر ندارد، یا بایدخود را درون نظام بدانند یا بیرون نظام، تکلیف کسانیکه اعتقادی به نظام ندارند معلوم است.آنها اپوزیسونهایی هستند که نه تنهاهیچ اعتقاد و التزامی به هیچ یک اصول نظام نداشته؛ بلکه در راستای براندازی این نظام حرکت میکنند و "دفرم "را تنها راه برون رفت از شرایط موجود می دانندوبرای نیل به این هدف از هیچ کوشش و تلاشی نیز دریغ نمی کنند و همراه با سایر گروههای برانداز و در برخی موارد با تمسک به کشورهای دیگری که جبهه مشترکی با آنها در تقابل با نظام دارند؛ استراتژی نابودی نظام را دنبال می کنند .
اما کسانیکه خود رافعال سیاسی درون نظام میدانند ؛قطعا بایستی معتقد به قانون اساسی و ملتزم به رعایت ضوابط و الزامات قانونی کشور باشند.قانونی که بیش از ۹۸درصد مردم به آن رای مثبت داده و مبنای شکل گیری و دوام و قوام نظام مقدس جمهوری اسلامی بوده است و به عنوان یک میثاق ملی مورد مداقه همه گروهها و جریانات درون نظام است .قانونی که در زمان حیات حضرت امام(ره) و توسط معمار کبیر انقلاب به نحوی شایسته بازنگری شد و اگر هم مجددا نیاز به باز نگری داشته باشد از اختیارات رهبری میباشد.این قانون که،قانون مرجع این مرز و بوم است ُمی بایستی مورد احترام و تکریم و تمکین همگان باشد.
یکی از اصول اساسی و بنیادین این قانون اصل ولایت فقیه و رهبری نظام است.اصلی که به قول حضرت امام (ره)اگر مردم پشتیبان آن باشند این مملکت آسیبی نمی بیند .رهبری نظام همواره ستون سازه ی مستحکم این انقلاب بوده است. چه کسی به غیر امام(ره) درجایگاه رهبری می توانست فصل الخطاب سرنوشت دفاع مقدس باشد؟ چه کسی جز رهبری نظام میتوانست تکلیف جریان های ضاله بنی صدر و مهدی هاشمی و منتظری و... را روشن نماید ؟ کدام شخصیت بغیر از رهبری می توانست انقلاب را از گردنه های پر خطر و صعب العبور که در پس هر صخره ای از آن گرگ فتنه ای خوابیده بود به سر منزل آرام مقصود برساند؟ تقویت این ستون ضامن بقا وحیات نظام است. کسیکه خود را فعال سیاسی درون نظام می داند بایستی حرمت خاصی برای این ستون قائل شود ستونی که به برکت وجود آن سقف محکم و چهار دیواری و حریم امنی برای جامعه فراهم شده است. چگونه میتوان به نقش و نگار ساختمان رفیع این نظام عشق ورزید اما ستون آنرا نادیده گرفت؟ ستونی که در سخترین و دهشتناکترین زلزله های سیاسی و اجتماعی بار سنگین و ویران کننده این حوادث را تحمل کرده است.آیا این ستون ،شایسته و سزاوار والاترین احترامات و قدرشناسی ها نیست؟ مخاطب این کلام کسانی هستند که امروزه علیرقم داعیه اعتقاد به امام(ره) و رهبری متاسفانه در نقطه مقابل منویات رهبری حرکت میکنند و زمینه تضعیف این اصل از قانون اساسی را فراهم می آورند .کسانیکه این نظام را ثمره خون هزاران شهید و خون دل خوردن ۱۴۰۰ساله تشییع می دانند قطعا معتقدند که اعتقاد به اصل ولایت فقیه و رهبری مرز بین حرکتهای اصلاح طلبانه درون نظام و حرکتهای براندازانه است .کسی که خود را داخل دایره نظام میداند نبایستی رفتارهای سیاسی اش در تقابل و تعارض با رهبری باشد.دفاع از جایگاه و شان رهبری وظیفه همه نیروهای سیاسی معتقدبه نظام استُ چه اصول گرا و چه اصلاح طلب، به نظر میرسد در شرایط فعلی وظیفه اصلاح طلبان دراین بین بیشتر از اصولگراهاست.اصلاح طلبان معتقد به نظام که خود را فرزند نظام میدانند میبایستی در شرایط کنونی مرز خود را ازعناصر مشکوک وساختار شکن و فتنه گری که فضای عمومی کشور را غبار آلوده نموده اند به طور روشن و شفاف جدا نمایند.اگر این مرز توسط جریان اصلاح طلبی به صورت کاملا مشخص تعیین وتبیین نشود؛ قطعا اصلاحات راه خود را از مسیر انقلاب و آرمانهای امام(ره)جدا کرده و بخش عمده ای از جایگاه وپایگاه خود را در بین مردم معتقد به امام(ره) و انقلاب از دست خواهد داد وسرنوشتی نامشخص وغیرقابل پیش بینی در پیش رو خواهد داشت .