1-کسی که شهامت نوشتن مطلبی را با نام ومشخصات واقعی خود را ندارد مانند کسی است که در تاریکی نشسته و به دیگران سنگ پرتاب می کند و بد و بیراه می گوید و این ناجوانمردانه ترین شیوه ممکن برای اعلام موجودیت و بیان عقاید و آرا افراد است .
1-کسی که شهامت نوشتن مطلبی را با نام ومشخصات واقعی خود را ندارد مانند کسی است که در تاریکی نشسته و به دیگران سنگ پرتاب می کند و بد و بیراه می گوید و این ناجوانمردانه ترین شیوه ممکن برای اعلام موجودیت و بیان عقاید و آرا افراد است .نویسنده ای که جرات و شهامت دارد وبا نام و تابلوی مشخصی که همگان او را می شناسند عقاید خود را (درست یا نادرست)بیان می کند.حق داردبداندسایه ایکه اورا موردعتاب و خطاب قرار داده و بعضا صفات ناروایی را به وی نسبت میدهد.خودش در کجای این بازی قراردارد و به قول معروف چند مرده حلاج است .این هنر نیست که با نام و نشان معجول و مجهول برای دیگران خط و نشان بکشیم و تعیین تکلیف کنیم .هرکس می تواند با نامی مستعار وبلاگی به راه بیندازد و یا دربخش نظرات هر سایتی با هرنامی هرچه دلش می خواهد بنویسدو بد بیراه بگوید. اما این نویسندگان جعلی وترسوچه دلیلی جز عدم شهامت دارند که اینگونه در پشت نام دیگران پنهان میشوند واز نام مستعار یا عناوین جعلی استفاده می کنند؟
2-روزیکه بنده در صحن شورای اسلامی شهر و یا وبلاگم به نقد مدیریت شهری می پرداختم ویا مطلبی درباره اصلاحات می نوشتم با شهامت حرفم را می زدم وخودم را در پشت چهره و نقاب کسی پنهان نمی کردم و شفاف و بی پرده عقایدم را بیان می کردم . امروزهم که عقیده ام را به این صراحت درباره حوادث اخیر ووجایگاه رهبری بیان میکنم باز هم خودم هستم و در پشت نقاب کسی پنهان نمی شوم و نظرم را شفاف و بی پرده بیان میکنم .
3- بنده خودم را فرزند این نظام میدانم و باکلیه کسانیکه به ارکان نظام و فعالیت در این چارچوب اعتقاد دارند همراه بوده بر سردفاع از اصول نظام من جمله جایگاه رهبری، جبهه مشترکی دارم.بنده رهبری نظام را جایگاهی فرا جناحی دانسته و آنرا مختص به جریان سیاسی خاصی نمیدانم .در ضمن حمایت ازجایگاه رهبری ،به هیچ وجه تاییدعملکرد دولت نبوده ،چرا که این دو، دومقوله جدا ازهم هستند،دولت دهم نیز مثل همه دولتها کاستی های فراوانی دارد و به عملکرد دولت دربسیاری ازامور انتقاد وارد است .
4- مشکل بعضی ازافراد کج فهمی که مدعی اصلاح طلبی هستند این است که اصلاحات را با براندازی اشتباه گرفته اند.حرکت مردم در دوم خرداد 76 که رهبری نظام از آن به عنوان"حماسه"یاد کردند در راستای اصلاح امور در چارچوب نظام بود .مردم دنبال رفرم وضعیت موجود بودند نه دفرم وتغییر ساختار حکومت ،خواسته ای که میتوانست در صورت هدایت صحیح و دوری از تندروی برخی از جریانات افراطی وعدم سنگ اندازی و همکاری دلسوزانه برخی از منتقدان آن، نواقص و مشکلات موجود رادر راه خدمت رسانی بیشتر و بهتر به مردم مرتفع نماید.
5-متاسفانه برخی به غلط تصور میکنندضرورت و پیش نیاز اصلاح طلب بودن تقابل ومخالفت با اصل نظام است. به زعم اینها اصلاح طلب باید با نظام و ارکان اساسی آن من جمله: ولایت فقیه و سپاه و وبسیج وسایر نهادهای حاکمیتی مخالف و درگیر باشد. در صورتی که این ارکان شالوده و عین نظام هستند ونظام بدون آنها معناندارد .متاسفانه این افراد حتی پا رافراتر نهاده ومذهبی بودن و پرداختن به مسائل و شعائر مذهبی را هم دلیلی بر محافظه کاربودن آن فرد می دانند این افراد کج اندیش حتی سرودن یک شعر توسط اینجانب درباره امام رضا(ع) را نشانه راستی ومحافظه کار و اصولگرا بودن بنده میدانند .در صورتیکه بنده بیش از 20سال است در خصوص انقلاب و امام(ره) و دفاع مقدس و همچنین ائمه اطهار(ع) شعرمی گویم، که نمونه آنها کتابهایست که توسط مراکزی چون حوزه هنری و بنیاد شهید وبنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس و... از سالهای دور به چاپ رسیده است.مانند کتاب:شعر عاشورای قزوین(سال74)حنجره های سرخ (سال75) منتظران خورشید (سال88) و ...